Sunday, May 26, 2019

ایده های پراکنده درباره پست مدرنیسم



آنچه می خوانید متنی است در نقد نظرات و تئوری های پست مدرنیستی و نگرش طبقاتی پشت آن ها. در واقع این متن، حاصل یک نوشته فشرده در توضیح کلی پدیده پست مدرنیسم است که با توجه به رواج آن در میان محافل روشنفکری طی دو دهه 1990 و 2000 تهیه شده بود و نیز یک گفتار مفصل که از روی نوار پیاده شد. وظیفه ترجمه و به هم آمیختن و ویرایش این دو متن که حاصل کار دو رفیق کمونیست از جنبش بین المللی مائوئیستی بود از طرف مسئول نشریه دانشجویی بذر به عهده من گذاشته شد. بعد از اتمام کار پیشنهاد کردم که متن نهایی تحت عنوان «ایده های پراکنده درباره پست مدرنیسم» به یک امضای مستعار غیر ایرانی منتشر شود تا منبع اثر و ترجمه بودنش برای مخاطبان نشریه بذر روشن باشد. اما با این پیشنهاد مخالفت شد با این استدلال که تغییرات (درجه ویرایش و اضافات اینجا و آنجا) به حدی است که صحیح نیست آن را به عنوان ترجمه انتشار دهیم. با وجود این، هنوز بر این عقیده ام که متن حاضر را باید نه فقط در اساس بلکه در جزئیات هم یک ترجمه به حساب آورد.
باربد کیوان
ماه مه 2019

برای مطالعه ادامه مطلب روی نام مقاله در ستون سمت راست کلیک کنید

Saturday, May 11, 2019

ریموند لوتا: ریشه های ستم بر زن و اهمیت استراتژیک مبارزه برای رهایی زنان



به عنوان مقدمه: نگاهی به سابقه این بحث
متنی را که می خوانید نظرات ریموند لوتا اقتصاددان کمونیست در مورد مبانی و جایگاه استثمار و ستم بر زنان در دنیای سرمایه داری ـ امپریالیستی است. همان طور که خود لوتا در این متن اشاره می کند، پایه های بحثش را بر جزوه «سنتز نوین و مساله زن» اثر باب آواکیان استوار کرده است. در اینجا لازم می دانیم در مورد سابقه این مبحث توضیحی بدهیم.
اواسط دهه 1380 آنچه جنبش بین المللی مائوئیستی نامیده می شد و در قالب «جنبش انقلابی انترناسیونالیستی» به درجه معینی از اتحاد سیاسی و ایدئولوژیک و تشکیلاتی دست یافته بود، دچار بحران و از هم گسیختگی شد. ریشه های اصلی این بحران را باید در مسائل حل نشده دیدگاهی و خطی بعد از شکست انقلابات سوسیالیستی قرن بیستم و مشخصا شکست سوسیالیسم در چین بعد از مرگ مائو جست و جو کرد. همزمان، به هم خوردن چهره دنیا بعد از پایان جنگ سرد و تغییرات مهمی که در ساختار اقتصادی و صف آرایی های جهانی انجام شد، ضرورت ارائه جمعبندی و تحلیل علمی از این تحولات و نتایجش برای ترسیم استراتژی انقلابات سوسیالیستی عصر کنونی را مطرح می کرد. این شرایط بحرانی باعث تشدید جهت گم کردگی، التقاط و رشد انحرافات گوناگون در صفوف مائوئیست ها شد. جمعبندی ها و سنتزی که باب آواکیان از کمونیسم علمی جلو گذاشت از جانب بخش بزرگی از جنبش مائوئیستی نادیده گرفته شد و یا مستقیما با آن مخالفت شد.
علیه سنتز نوین آواکیان، دو گرایش (یکی دگماتیستی و دیگری انحلال طلبانه) سر بلند کرد. گرایش دگماتیستی ادعای پافشاری بر اصول مارکسیستی لنینیستی مائوئیستی و خط انقلابی بازمانده از دوران مائو را داشت. این گرایش در تئوری و عمل، ضرورت تصحیح و تکامل آموزه های کمونیستی تاکنونی و انجام گسست های ناگزیر در اپیستمولوژی (شناخت شناسی) و رویکرد و روش های گذشته را نفی کرد؛ به جنبه های نادرست در دیدگاه ها و عملکردها و الگوهای گذشته چسبید و نتیجتا دچار عقبگرد شد و به قهقرای بورژوا دمکراتیسم و ناسیونالیسم افتاد. گرایش انحلال طلبانه اما تحت عنوان مشاهده و درک تغییرات واقعی، ظاهرا به دنبال پیدا کردن پاسخ های جدید به پرسش های جدید بود. مشکل این بود که در این مسیر، هسته صحیح و انقلابی مارکسیسم را به شکل ها و با توجیهات مختلف زیر سوال برد، در تحلیل از نیروهای طبقاتی و اجتماعی و مفهوم مبارزه طبقاتی و انقلاب به کجراه افتاد، از استراتژی انقلاب اجتماعی و افق کمونیسم دور شد و به انواع و اقسام نظرات بورژوا دمکراتیک، هویت گرایانه و نهایتا رفرمیستی در غلتید. گرایش به مارکسیسم فمینیسم یکی از شکل های این انحلال طلبی و هویت گرایی بود. انحلال طلبی البته در نحوه تحلیل و جمعبندی از تاریخچه جنبش بین المللی کمونیستی نیز بازتاب پیدا کرد و به نقد غیر تاریخی و غیر دیالکتیکی از اشکالات و انحرافات کمونیست های انقلابی انجامید. این گرایش، اهمیت دستاوردها و پیشرفت هایی را که از جمله در تلاش برای رهایی زنان، علیرغم عقب ماندگی ها و عقبگردها در انقلابات سوسیالیستی قرن بیستم حاصل شده بود، کمرنگ کرد.
نکات فشرده ای که در اینجا ریموند لوتا در مورد ریشه های ستم جنسیتی و ارتباط آن با شیوه تولید سرمایه داری و اهمیت استراتژیک مبارزه برای رهایی زنان مطرح می کند، در مرزبندی با آن گرایش انحلال طلبانه و هویت گرایانه  تبیین و تدوین شده که صورت مارکسیست فمینیستی به خود گرفت. این مطلب نسبتا کوتاه، به درک بهتر دیدگاه و رویکردی که باب آواکیان در سند «سنتز نوین و مسئله زن» (به ویژه در بخشی تحت عنوان "تضادهای حل نشده") پیش گذاشته کمک می کند.
جنبشـــــ
بـــــرای
انقلابــــــ
برای مطالعه ادامه مطلب روی نام مقاله در ستون سمت راست کلیک کنید

Saturday, April 27, 2019

مانیفست اول ماه مه



اول ماه مه، نماد و نشان نبرد انترناسیونالیستی ما فرا می رسد. در این روز، عهدی که برای مبارزه تا به آخر علیه نظام طبقاتی و بردگی مزدی، علیه روابط و باورها و ارزش های اسارت بار بسته ایم را تازه می کنیم.
آسمان برای ما که اردوی کاریم و بیشماریم، همه جا همین رنگ است: چه در کشورهایی که در آنجا هنوز می توان به شکل «قانونی» پرچم سرخ بدست گرفت و تظاهرات برگزار کرد و علیه استثمار و ستم شعار داد، و چه در جوامعی که به زبان آوردن هر خواست عادلانه با باتوم و گلوله و زندان و شکنجه جواب می گیرد. چرخ سرمایه داری، جامعه بشری را در یک خط تولید جهانی به هم بافته و طبقه گسترده ما، پرولتاریا، را از زن و مرد و کودک، از هر رنگ و در هر جغرافیا، شکل داده است.
منطق بیرحم سرمایه داری ـ امپریالیستی شیره جان میلیاردها نفر را می مکد، هر روز شمار بیشتری را زیر خط فقر به پایین راند و گرفتار آوارگی و بی آیندگی می کند. در کشوری، زحمتکشان و تهیدستان را زیر فشار بیکاری به خودکشی وا می دارد ؛ و در کشوری دیگر، چنان شدت کاری را به کارگر تحمیل می کند که برای خلاص شدن جان خود را می گیرد. کودکان کار در کارگاه و خیابان، طی چند سال پیر و در هم شکسته می شوند. سرمایه داری از دخترکان ده ساله گرفته تا زنان 60 ساله را در چرخ گوشت پورنوگرافی و تن فروشی له می کند و به حراج می گذارد. با بحران هایش دنیا را گرفتار جنگ های خانمانسوز و سلطه فاشیسم و تفرقه و تعصب کور ناسیونالیستی می کند. در رقابت دیوانه وار برای دستیابی به سود بیشتر و سریع تر، محیط زیست را به نابودی می کشاند و از هر ناآرامی طبیعت (سیل و توفان، زلزله و آتشفشان) برای مردم فاجعه می آفریند. این نظام برای سر پا ماندن به روحیه تسلیم، بندگی و عدم اعتماد به نفس توده ها نیاز دارد، پس به باورها و ارزش های پوسیده و افکار خرافی پر و بال می دهد و افیون دین را به کام جامعه می چکاند.

برای خواندن بقیه متن روی نام مطلب در ستون سمت راست صفحه کلیک کنید

Sunday, April 21, 2019

انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی

نگاهی به تجربه دانشگاه در سال های 1358 و 1359

س: در آستانه سی و نهمین سالگرد «انقلاب فرهنگی» جمهوری اسلامی و تعطیل كردن دانشگاه ها در سال 1359 هستیم. آن سال ها در جنبش دانشجویی فعال بودی و قاعدتا باید خاطرات زیادی از آن دوره داشته باشی.

ج: بله. فکر می کنم نگاه دوباره به آن روزها مهم است. نه برای خاطره تعریف کردن، بلکه برای بازبینی وقایع بعد از سال 1357 و تحلیل از چگونگی شکل گیری و تحکیم نظام جمهوری اسلامی. بر این بستر، لازم است که یک بار دیگر محدودیت ها و ضعف ها و انحرافات نیروهای کمونیست و انقلابی را که به یک شکست تاریخی منجر شد مرور کنیم.

س: به نظر من هم بررسی «انقلاب فرهنگی» جمهوری اسلامی از دو جنبه اهمیت دارد. یکم، ضرورت بازگویی و ثبت یکی از جنایات مهم جمهوری اسلامی و پرداختن به نیازهایی که رژیم تازه به قدرت رسیده مذهبی را به این کار واداشت. دوم، بازبینی و جمعبندی از این واقعه برای پرداختن به موضوعاتی که در فردای کسب قدرت سیاسی در برابر هر نظام نوبنیادی قرار می گیرد.

برای مطالعه متن کامل این مصاحبه روی نام مطلب در ستون سمت راست صفحه کلیک کنید

Thursday, April 18, 2019

امیرحسن پور از کمونیسم علمی، پست مدرنیسم و هویت گرایی می گوید

بخشی از یک سخنرانی
...من هم مثل شما و بسیاری کسان دیگری که می­ شناسم در طول زندگی­ ام خیلی درگیر با تضاد بین علم و ضد-علم بوده ­ام. در مهاباد در خانواده ­ای طبقه متوسط به بالا متولد شده و بزرگ شدم و مدرسه رفتم. از وقتی که یادم می ­آید از مدرسه رفتنم تا به امروز درگیر تضاد علم و ضدعلم بوده ­ام. در سی سال اخیر که بیشتر در کانادا و آمریکا بوده­ ام مسائل تازه­ ای در این رابطه مطرح شده که با وجودی که با بحث­ های گذشته فرق دارند اما در واقع چیز تازه ­ای هم نیستند. منظورم تضاد بین شناخت علمی و شناخت­ های غیر­علمی و مخصوصاً شناخت­ های ضد­علمی است.
....
در ... سال­های 80 و 90، شیفت مهمی به سمت پسا­مدرنیسم و پساساختگرایی و پسا­های دیگر شکل می­ گرفت.– چرخشی که مسعود زوارزاده آن را به انگلیسی postality نام داده و من آن را ترجمه می کنم به «پسائیت». به زودی، از اوائل سال­ های 90، هر چیزی پسای چیز دیگری شد. با وجود اینکه جنبش دانشجوئی این زمان بیشتر در حال افت بود، خیلی از دانشجوها علاقه داشتند دنیا را تغییر دهند، ناراضی بودند، و همیشه به نئولیبرالیسم و جنگ­های امپریالیستی در خاورمیانه انتقاد داشتند. ولی کمتر از بورژوازی صحبت می­ کردند و بیشتر نقد متوجه نئولیبرالیسم بود. در حالی که اخبار خاورمیانه در راس اخبار بین­ المللی بود و دانشجویان خبر داشتند که چه می­ گذرد ولی دیگر کلمه «امپریالیسم» را استفاده نمی­ کردند. با وجودی­ که اخبار لحظه به لحظه همه را مجبور می­ کرد که در این دنیا زندگی کنند تفکر here and now، «اینجا و اکنون» در محیط دانشگاهی و در فرهنگ عام داشت جا باز می­ کرد.
این تفکری بود که پسامدرنیست­ها تبلیغ می­ کردند. یعنی اگر ورای محل زندگی خودت و زمان خودت را ببینی، گرفتار «روایت  بزرگ» (گراند نارتیو) شده­ ای، و اگر «روایت بزرگ» داشته باشی حتماً دچار توتالیتاریسم (تمامیت گرایی) می­شوی و تفکراتت ضد دمکراتیک می­ شوند، چون می­ خواهی یک فکر جهان­شمول را تحمیل کنی بر شرایط  مشخص خودت و یا بر زمان مشخص خودت. تو نباید فکر کنی که می­ شود دنیائی را درست کرد که مثلا ستم جنسیتی در آن نباشد. بعضی از پسامدرنیس ت­ها می ­گفتند، در محیط خودت، در بین اطرافیان، در یک شهر اشکال ندارد با ستم جنسیتی مبارزه کنی. ولی می­گفتند اگر به ورای آن بروی و فکر کنی در جهان و برای همیشه می­ شود جامعۀ بی­ طبقه درست کرد این می­ شود «روایت بزرگ».
 این چرخش­ های تئوریک و سیاسی در تضاد با تجربه و شیوه تفکر و افق نسل من بودند، اگرچه ربطی به تفاوت نسل نداشت. بسیاری از همکاران من به این چرخش پیوستند. ... کلمه­ «هویت» (identity) در قاموس ما مطلقاً نبود. ... امروز را نگاه می­ کنیم، هیچ­کس در دانشگاه، رسانه­ ها، و فرهنگ عام نمی­تواند از موضوعی سیاسی و هنری و فرهنگی صحبت کند و به واژه­ «آیدنتیتی» متوسل نشود. ... امروز افق­ غالب این است که دنیا جنگ هویت ­ها است: «من، منم»، «وجود مقدس من»، من «آیدنتیتی» خودم را دارم، من سیاهم یا سفیدم یا کُردم یا ترکم، و این دنیا باید حول آیدنتیتی من بگردد. در واقع همان individualism «فردگرایی» قدیم سرمایه داری است که یک شکل ستمدیدگی علیه ستمگری بهش داده­ اند. در فضای آکادمیک این شیوه­ تفکر تبدیل به یک معیار شده است، و به عنوان تنها چارچوب تئوریک درست به شیوه­ های «دمکراتیک» به همه تحمیل می ­شود.....

برای خواندن ادامه مطلب روی نام آن در ستون سمت راست صفحه کلیک کنید


Saturday, March 23, 2019

طبقه کارگر و نسخه ای که درمان درد نیست ـ نقدی بر نظرات اسد گلچینی


مدتی است که مقاله «تشکل سراسری کارگران، حزب در جامعه، ممکن ها و موانع» نوشته اسد گلچینی روی سایت های خبری ـ  سیاسی قرار گرفته است. نویسنده به موضوعاتی پرداخته و پرسش هایی جلو گذاشته که دغدغه بخش بزرگی از چپ های نسل قدیم و جدید است.  نقطه نظرها و استدلالات مقاله با نگاه به شرایط روز جامعه و مشخصا بالا گرفتن مبارزات حق طلبانه کارگری فرموله شده است و در عین حال ناظر بر ناتوانی و عقب ماندن احزاب و گروه بندی های چپ و کارگری از اوضاع هم هست. حسن مقاله گلچینی این است که تفکر کلاسیک چپ کارگری یا کارگریست را به شکلی فرموله و فشرده در برابر ما قرار می دهد. پرداختن به نگرش و خط حاکم بر این مقاله به ما این فرصت را می دهد تا بار دیگر مفاهیم مبارزه طبقاتی، انقلاب اجتماعی و ابزار ضروری جهت سازمان دادن انقلاب را مرور کنیم و به جوشش فکری در سطح جنبش کمونیستی و طرفداران انقلاب اجتماعی دامن بزنیم. نقد دیدگاه و استدلالات گلچینی، فرصتی است تا با نگاهی به وضعیت جامعه، جنبش های اعتراضی و معضلات صف رنگارنگی که چپ نامیده می شود، به این پرسش اساسی بپردازیم که: مشکل چیست و راه حل کدام است. این مبارزه نظری، به ویژه فرصتی است برای تاکید بر ضرورت ایجاد یک حزب کمونیستی انقلابی.

برای مطالعه مقاله روی نام مطلب در ستون سمت راست کلیک کنید


Tuesday, March 19, 2019

چند روز با زنان کارزار

چند روز با زنان کارزار[1]

صبح فردای هشت مارس است. راهپیمایی پرقدرت و سرزندۀ بروکسل و جشن و کنسرتی پر از جنب و جوش نقطه پایان حرکت سه روزه کارزار زنان بود. ولی شور و شوق همچنان ادامه دارد. تلفن های همراه یک لحظه زمین گذاشته نمی شود، بچه ها گزارش می فرستند، پیام و گزارش می گیرند، به هم نشان می دهند... صدای گپ و خنده بلند است. 
.....
کمتر پیش می آید که فعالین چپ و انقلابی در صفوف اپوزیسیون جمهوری اسلامی را اینچنین همبسته در کنار هم، برای مبارزه ای مشترک و در کنار مردمی که خواهان تغییرند، ببینیم. ولی در این چند روز، شاهد همراهی و تلاش متحدانه زنانی بودیم که اهمیت مبارزه مشخص  برای رهایی زنان را می دانند..... 

ستم مشترک همیشه بندهای مشترک هم می بافد، ولی این امکان فعالیت مشترک بین زنان رادیکال و انقلابی با نقطه نظرات مختلف را بیش از هر چیز مدیون چهل سال مبارزه بی وقفه زنان در ایران هستیم. مبارزه ای که با اعتراضات و راهپیمایی تاریخی زنان در 17 اسفند 1357 علیه فرمان حجاب اجباری خمینی آغاز شد، در کوچه و خانه و مدرسه، در دادگاه و در زندان ادامه یافت؛ گاهی پر صدا بود و گاهی آرام، گاهی فردی بود و گاهی جمعی، ولی هیچگاه، حتی در تاریک ترین لحظات حاکمیت این رژیم خونخوار قطع نشد.....

برای مطالعه ادامه این گزارش روی نام مطلب در ستون سمت راست کلیک کنید

به یاد رفیقی که چهل سال است گمنام مانده است

  در روزهای بهمن، هجوم خاطره ها بر نسل ما آغاز می شود. باید هم چنین باشد. چرا که آن خاطرات، با آتش شور و فلز شعور  در ذهن ما حک شد و از جوهر...